جامعه سازی یا جامعه شناسی؟

جامعه سازی مقدم بر جامعه شناسی است

جامعه سازی یا جامعه شناسی؟

جامعه سازی مقدم بر جامعه شناسی است

جامعه سازی یا جامعه شناسی؟

جامعه شناسی توسعه،الگوی اسلامی ایرانی،سبک زندگی ایرانی،پساتوسعه گرایی،پیشرفت

جامعه شناسی سیاسی وبری و انقلاب اسلامی

شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۲۷ ق.ظ

وقوع انقلاب اسلامی برای علوم اجتماعی در ایران چالش بزرگی بود. با توجه به سلطه اندیشه مارکسیستی بر این علوم،می توان تشخیص داد که اولین شوک انقلاب بر پیکر رویکرد مارکسیستی در دانشگاه های ایران واقع شد. زیرا نخبگان جامعه شناسی، نقش عنصر مذهب در به راه انداختن جنبش های مردمی را جدی نمی گرفتند.

علی میر سپاسی در کتاب دموکراسی یا حقیقت می گوید وقتی بالا گرفتن مباحث مذهبی(جلسات استاد مطهری و دکتر شریعتی) در دانشگاه را مشاهده کردم، از استادم دکتر امیر حسین آرین پور پرسیدم چرا شما کاری نمی کنید و استادش در جواب، کتاب زمینه جامعه شناسی را کافی می دانست. اکبر گنجی در مصاحبه با باقر پرهام می گوید پیش از انقلاب، روشنفکران سکولار در دانشگاه با روشنفکری دینی مانند شریعتی بی اعتنا بودند. او این مطلب را می پذیرد (نشریه راه نو، ۱۳۷۷). بنابر این جامعه شناسی مارکسیستی در ایران با پدیده ای رو برو شد که نا توان از تحلیل آن بود.

این امر، موجب کم رنگ شدن سلطه فکری مارکسیسم در دانشگاه شده بود. و چون بدیل جدی برای جایگزینی با مارکسیسم وجود نداشت، خلاء علمی را پدید آورده بود. این خلاء، زمینه مناسبی برای حضور  جامعه شناسی وبری فراهم ساخته بود. پویندگان و هواخواهان تجدد، احساس می کردند که برای فهم انقلاب اسلامی به کمک جامعه شناسی موجود، راه به جایی نمی برند. آنان به الگوی دیگری نیاز داشتند که این انقلاب و سرنوشت تجدد در ایران را به خوبی تحلیل کند. این امر موجب بالا گرفتن نهضت ترجمه در ایران شد. در نتیجه، از ابتدای دهه هفتاد  به تدریج آثار مهم ماکس وبر-  شاید اولین آنها کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری، ترجمه عبدالمعبود انصاری، ۱۳۷۲، انتشارات سمت، باشد – و کتاب ها و مقالات مربوط به جامعه شناسی تفهمی از زبان اروپایی به فارسی ترجمه شد.

بخش جامعه شناسی سیاسی ماکس وبر خیلی زود توانست در مراکز دانشگاهی، جا باز کند. زیرا به نظر چنین می آمد که آن خلاء علمی تحلیل انقلاب اسلامی را می تواند، پاسخ دهد. تیپ شناسی سیادت کاریزمایی، جذاب ترین بخش از جامعه شناسی سیاسی ماکس وبر بود. کاریزما، رهبر انقلابی است که نظام موجود را براندازی می کند و سیادت انقلابی را جایگزین آن می کند. اما بحث مهم تر از آن، وقوع دوره پسا انقلاب است. سیادت کاریزمایی به دلیل شخصی بودنش نا پایدار است.یعنی با مرگ کاریزما یا زایل شدن خصلت فرهمندی از رهبر انقلابی، دوره عادی سازی یا ترمیدور آغاز می شود. این معنا از تیپ شناسی سیاسی کافی بود به دست مایه اصلی نظریه پردازی برخی نیروهای انقلابی مانند سعید حجاریان که تمنای دولت مدرن را دارند، فراهم ساخته بود . وی در اعتراف نامه خود به دادگاه در سال ۱۳۸۸ اذعان به غلط بودن این راه دارد:

«با شروع موج اصلاحات و به خصوص تشکیل جبهه مشارکت که به تئوری راهنمای عمل نیاز داشت طبعا از من توقع می رفت که بعنوان نظریه پردار دست بکار شوم وتحلیلی علمی از شرایط جامعه، دولت و نیروهای سیاسی عرضه کنم تا راهنمای عمل حزبی قرار گیرد با مقدمات فوق اکنون می توانم توضیح دهم که چرا نظریه ماکس‌وبر نظریه پرداز آلمانی قرن گذشته که مبنای تحلیل های ما قرار گرفت هیچ ربطی به شرایط ایران ندارد.»

حتی برخی از مارکسیست های ارتدکس مانند حسین بشیریه دچار وسوسه بهره گیری از نظریات ماکس وبر شده بودند. هر دو به یک اندازه آغاز دوره عادی سازی یا شروع وضع پسا انقلابی را به انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ باز می گردانند.بنا بر این، جریان اصلاحات مهم ترین نیروی عادی سازی و گذار به وضع پسا انقلابی به حساب می آمد. منتها اصل اختلاف میان استاد و شاگرد در تعیین سیادت پسا انقلابی است. بشیریه معتقد به شکل گیری سیادت سنتی است ولی حجاریان معتقد به سیادت قانونی یا مدرن است.

 وی در مقاله ای با عنوان «امام خمینی؛ فقیه دوران گذار» معتقد است که شخصیت کاریزمایی امام خمینی ره به همراه نظریه ولایت مطلقه فقیه تسهیل کننده فرایند مدرنیزاسیون است (حجاریان سعید، از شاهد قدسی تا شاهد بازاری، ۱۳۸۰). البته گفته های ماکس وبر بیشتر نظر شاگرد را تایید می کند.زیرا به عقیده وبر اتحاد سیادت کاریزمایی با سنت در دوره گذار، بیشتر مربوط به دورانی است که عقلانی شدن ِ زندگی، پیشرفت چندانی نکرده است (وبر ماکس، اقتصاد و جامعه، ۱۳۷۴ : ۴۴۵). فقط جای این سوال است که چگونه یک مارکسیست ارتدکس، علیرغم این که پیش بینی گذار به سیادت سنتی را کرده حاضر به همکاری با جریان پسا انقلابی اصلاحات می شود.

استفاده ایدئولوژیک جریان اصلاحات از  نظریه سیادت کاریزما به شدت این نظریه را ژورنالیستی کرده بود و در مورد هر کس به کار می رفت. چنان که حمید رضا جلایی پور مقارن با انتخابات سال ۱۳۸۰ریاست جمهوری مقاله« کاریزمای خاتمی » را می نویسد (رک: جامعه شناسی جنبش های اجتماعی، ۱۳۸۱:۴۳۹). به هر حال فضای هژمونیکی که جریان اصلاحات بر دانشگاه حاکم کرده است، مانع از دیده شدن سایر بخش های جامعه شناسی سیاسی وبری - به ویژه مباحث عقلانیت بوروکراتیک -  شده است.

گرچه حجاریان در سال ۱۳۸۸ اعتراف می کند که «نظریه ماکس‌وبر نظریه پرداز آلمانی قرن گذشته که مبنای تحلیل های ما قرار گرفت هیچ ربطی به شرایط ایران ندارد»؛ لیکن او و جریان پسا انقلابی اصلاحات، خیلی پیشتر به این نتیجه رسیده بودند که نظریه کاریزمای ماکس وبر هم در تحلیل علمی انقلاب اسلامی نا موفق است. حجاریان در همان مقاله اذعان می کند که «نظریة ولایت مطلقه فقیه نیز می تواند به نحوی قرائت شود که شکلی از دولت مدرن از دل آن بیرون آید» ( حجاریان سعید، ۱۳۸۰ : ۹۶ ). وی امیدوار بود که آن نحو قرائت از ناحیه صاحب دراسات (همان: ۹۶)  تایید شود که این هم اتفاق نیفتاد. همان ایام این اشکال را بر ایشان داشتیم که اگر نظریة ولایت مطلقه فقیه عادی کننده است ؛ چرا برابر آن ایستاده اید.

اساساً، گرچه امام خمینی ره دارای شخصیت فرهمندانه بود و از تاییدات الهی سخن می گفت؛ ولی ایشان آگاهانه تلاش می کرد جز در موارد انگشت شمار - مانند پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و عزل قائم مقام رهبری -  از این سرمایه معنوی استفاده نکند. اهتمام به تدوین و تصویب قانون اساسی، تاسیس نهادهای مدنی، قضایی و مجریه و ساماندهی نیروهای نظامی و انتظامی بخشی از اقدامات امام راحل ره  است که با نظریه سیادت کاریزمایی همخوانی ندارد. در واقع، امام خمینی ره بسیار مدبرانه در فرایند عادی سازی به نفع حرکت اصیل انقلاب اسلامی، تصرف کرده بود.

به همین دلیل، مساله جانشینی بی هیچ بحرانی سپری شد. این که رهبری نظام، بعد دو دهه از رحلت امام خمینی ره، با صلابت می گوید: «من یک انقلابی هستم» و این گفته برای مردم، سخن غریبی به نظر نمی آید؛ نشان از آن تصرف ملکوتی امام راحل دارد که روحیه انقلابی را نهادینه کرد. به طوری که انقلاب محیط بر وضع پسا انقلابی است. مطلب فوق به قلم "داوود مهدوی زادگان" در کانال جامعه شناسی اسلامی منتشر شده است که به دلیل مهم بودن مباحث بازنشر گردید.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۱
دکتر اسماعیل شیرعلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی